Home
آگهی
حلقه ی آزادی
نوشته شده توسط شفق   
چهارشنبه ۰۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۴

سلام به همه ی دوستان

به همه ی اونهایی که دوستشون هستم و دوستم هستند

به همه ی اونهایی که نمی شناسندم و دوستشون دارم

به همه ی اونهایی که نمی شناسمشان و دوستم دارند

به همه ی اونهایی که دوستشون دارم و ازم نفرت دارند

به همه ی اونهایی که باهاشون دوستی می کنم و دشمنم می انگارند

اخیرا با یکی از دوستانم  یا دقیق تر بگم جناب دادا سر مساله ی قالب جدیدشون زلال بحثی داشتم که کمی رابطه ی ما رو شکراب کرد

البته من هرچند که از دادای عزیز انتقاد شدید کردم اما کلا از کسانی که برای کشف راه های تازه تلاش می کنند -در هر زمینه ای که باشه- خوشم میاد و از این لحاظ تلاش دادا رو تحسین می کنم و بهش از همینجا خسته نباشی میگم

هرچند موضع من هنوز همان است که بود، اما به خدا در نظر من نه زلال و نه غزل و نه هیچ شعر و هیچ هنر دیگری ارزش از دست دادن یک دوست رو نداره.

برای همین بابت حرف هام همینجا و علنی از دادا عذرخواهی می کنم و ازش می خوام که دوستی مون رو دوام بده و من رو در حساب دشمن نگذاره


باری دوستانم، از این که درباره ی شعر سپید قبلی ام تلفنی و اس ام اسی و حضوری راهنماییم کردید بسیار بسیار ممنونم و از این همه اظهار لطف اونقدر ذوق زده شدم که گفتم باز با یک سپید به روز کنم . باز هم منتظر کمک های خوبتون هستم.

تقدیم به دوستی که همیشه دلگرمم می کنه و لطفش همیشه  شامل حالمه

 

آموخته هایت را

چشمی برای ندیدن

و گوشی برای نشنیدن می باید

و دریافته هایت را،

زبانی برای نگفتن.

من در زیر علامت سوال

من در پشت علامت تعجب

من در آن سوی زنجیر سه نقطه ها زیستم

و بی چشمی، دریافته هایم را گریستم

و بی زبانی، آموخته هایم را خندیدم

و گوش های نداشته ام را

با حلقه ی آزادی ، آذین بستم

همین برای من کافی ست.

 
این شعر را برای تو می گویم
نوشته شده توسط شفق   
دوشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵۶
دوستان عزیزم
من بارها در جاهای مختلف گفته ام که در شعر سپید چندان دستی ندارم و در نوشته های دوستان هم سپیدها رو تاکنون نقد نکردم چون علم کافی ندارم. اما این بار خودم با یک سپید اومدم تا از شما در سرزمین نیمه تاریکم پذیرایی کنم.
 
 

شفق

آگهی
تصویر فوق متعلق به یکی از آخرین بازماندگان نسل شفق است که در یک روز سرد چله ی بهمن ماه سال1358 در افق یک تبریز یخ زده ی خون آلود پدیدار شد و در طبیعت اندوه بار کردستان منابع طبیعی آموخت. « شفق زیباست آری لیک غمناک است... که خون جاری خورشید بر دامان افلاک است... »
Ulti Clocks content

آهنگ آذری